مراد على شمس
242
با علامه در الميزان ( فارسى )
نيز هست ، پس خلقت و حسن باهم متلازمند ، و هرگز از هم جدا نمىشوند . در اين ميان خداى سبحان پارهاى از افعال را زشت و بد دانسته ، و فرموده : « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ، وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها ، هركس عمل نيك آورد ، ده برابر چون آن پاداش دارد ، و هركس عمل زشت مرتكب شود ، جز مثل آن كيفر نمىبيند » « 1 » ، و به دليل اينكه براى گناهان مجازات قائل شده ، مىفهميم گناهان مستند بآدمى است ، و با در نظر گرفتن اينكه گفتيم : وجوب و ثبوت افعال ، از خدا و مخلوق او است ، اين نتيجه به دست مىآيد : كه عمل گناه منهاى وجودش كه از خداست ، مستند بآدمى است ، پس مىفهميم كه آنچه يك عمل را گناه مىكند ، امرى است عدمى ، و جزء مخلوقهاى خدا نيست ، چون گفتيم اگر مخلوق بود حسن و زيبائى داشت . « 2 » س 215 - با توجه به آيهء شريفهء « وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ ، خداوند شما را و آنچه را مىكنيد خلق كرده است . » « 3 » آيا مىتوان ، اعمال ناقص و قبيح و آثار آنها را مخلوق خداوند متعال دانست ؟ ج - آيهء شريفه كه عمل انسان را هم مخلوق خدا شمرده است ، جهتش اين است كه از نظر تكوين فرقى ميان نسبتى كه عمل انسان به خدا دارد ، و نسبتى كه عمل طبايع از قبيل زردى طلا و شيرينى عسل و روئيدن گياهان به وى دارد ، نيست ؛ زيرا جميع علل اسباب و قدرت آنها همه منتهى به خداى سبحان است ، و خداوند به همه آنها و آثارشان احاطه دارد . البته اينكه گفتيم جميع موجودات و آثار و اعمال طبيعى و اختيارى آنها
--> ( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 160 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 157 . ( 3 ) . سورهء صافات ، آيهء 96 .